السيد أحمد بن محمد كياء گيلاني
66
سراج الأنساب ( فارسى )
چنان گفتهاند : كه چون بني العباس بني حسن را در حبس كردند ، و بسيارى حبس واقع شد ، در چشمهاى ايشان ضعف پيدا كرد ، بدانستند كه از دست ايشان كارى نمىآيد از غايت ضعف ، خواستند كه بند از پاى علي بردارند ، گفت : برمداريد و او را به خداى تعالى حواله كرد . كه الحسين بن علي العابد ظاهر شد در مدينه ، و بسيارى از مردم با او يار شدند در زمان هادى موسى بن المهدي بن المنصور . و موسى بن عيسى بن علي بن عبد اللّه بن العباس و محمد بن سليمان بن منصور لشگر آوردند و در نواحى مكه به موضعى كه او را فخ گويند ، در روز ترويه در سنهء تسع و ستين و مائه جنگ واقع شد ، و اين علويان را شهيد كردند ، و سر ايشان را پيش هادى فرستادند ، هادى را خوش نيامد كه او حكم كشتن نكرده بود . و روايت كردهاند كه علي الرضا عليه السّلام گفت : لم يكن لنا بعد الطف مصرع أعظم من الفخ « 1 » . مجملا حسن مثلث را چند پسر بوده ، از ايشان أبو الحسن علي العابد پدر حسين شهيد ، و حسين شهيد خروج كرد با جمعى از علويان در فخ شهيد شد پس نماند . و نسل حسن المثلث منتهى مىشود به حسن المكفوف بن علي العابد بن حسن المثلث ، و نسل او به غايت كماند . و سيد النسابه جمال الدين أحمد بن عنبه الحسنى آورده كه سيد تاج الدين محمد بن معية الحسنى فرموده : كه از ايشان كسى نديدم ، و غالبا در حجاز و عراق
--> ( 1 ) عمدة الطالب ص 183 .